داوود صمدى آملى

52

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

ترجمه [ انحصار احوال موجود به احكامى كه مساوى با موجود است ] و چون از محالات است كه موجود به احوال غير موجود متصف شود پس احوال مذكوره منحصر به احكامى مىشوند كه مساوى با موجود است از آن حيث كه موجود موجود است . مانند خارجيت مطلقه و وحدت عامه و فعليت كلى كه مساوى با موجود مطلق است . و يا اينكه احوال مذكوره احوالى اخص از موجود مطلق هستند ، لكن اين احوال با آنچه كه مقابل آنهاست با همديگر مساوى موجود مطلق هستند . مانند اينكه مىگوييم : « موجود يا خارجى است يا ذهنى » و « موجود يا واحد است يا كثير » و « موجود يا بالفعل است يا بالقوه » . همانطور كه مىبينى هيچ‌يك از اين امور خارج از موجوديت مطلقه نيستند . مجموعه‌اى از اين مباحث همان چيزى است كه ما آن را « فلسفه » مىناميم . نكات ادبى 1 - جمله « انحصرت الاحوال المذكورة » جواب شرط لمّا است . 2 - « في احكام » جار و مجرور متعلق به « انحصرت » مىباشد . 3 - « المساوية » صفت براى هركدام از « فعلية كلية و وحدة عامة و خارجية مطلقة » است . 4 - ضمير مستتر در « تكون » راجع به « احوال مذكورة » است . 5 - ضمير در « لكنها » به احوال مذكوره برمىگردد . نكات تشريحى 1 - مراد از « خارجيت مطلقه » همهء چيزهايى است كه عينيت دارند كه شامل